خانه > آثار > کتاب > اسماعیل
اسماعیل

اسماعیل

«اسماعیل» رمانی است که فردی آن را برای مخاطبان بزرگ‌سال نوشته است. این رمان که حوادث انقلاب را در مرکز توجه خود دارد، اثری دنباله‌دار است که می توان ادامه آن را در رمان “گرگ سالی” دنبال نمود.

 

خلاصه داستان:

اسماعیل جوانی از طبقات پایین جامعه است. در نوجوانی، پدرش را از دست می‌دهد و او می‌ماند با مادرش، اکرم و محبوب، برادر کوچکش. در جوانی به استخدام بانک درمی‌آید. در این میان عاشق دختری به نام سارا می‌شود و به او پیشنهاد ادواج می‌دهد. پدر سارا که آن دو را در پارکی مشغول صحبت می‌بیند، عصبانی می‌شود و اسماعیل را به سختی کتک می‌زند و در کلانتری از او تعهد می‌گیرد که دیگر به سراغ سارا نرود. این موضوع باعث خرد شدن اسماعیل پیش خودش می‌شود به‌گونه‌ای که شروع به سرزنش خود می‌کند تا اینکه وارد مسجدی می‌شود و این آغاز یک تحول در اسماعیل است. در مسجد با جواد، کتابدار کتابخانه مسجد که جوانی مذهبی و ضدرژیم پهلوی است، آشنا می‌شود و رفته‌رفته او نیز مذهبی می‌شود و به‌تدریج وارد میدان مبارزه با حکومت می‌شود. شبی که مردم زیادی برای دیدن نمایشنامه «حر» در مسجد جمع می‌شوند، نیروهای نظامی به مسجد می‌ریزند و افسری، خادم پیر مسجد را به بهانه‌ای، کتک می‌زند. اسماعیل با افسر درگیر می‌شود و او را مجروح می‌کند و بلافاصله از مسجد فرار می‌کند. مردم متفرق می‌شوند و جواد نیز دستگیر می‌شود. اسماعیل به خانه می‌رود و کتاب‌ها و اعلامیه‌های ضدرژیم را در گودالی پنهان می‌کند و نامه‌های عاشقانه سارا را می‌سوزاند. مأموران به خانه می‌آیند و او موفق به فرار می‌شود و به امامزاده‌ای پناه می‌برد و در آنجا وقتی می‌خواهد فرار کند با شکستن شاخه درختی به حفره گوری ویرانه سقوط می‌کند.

esmaeil