خانه > استاد به روایت دیگران > «امیرحسین فردی» نویسنده ای که همیشه قلبش برای انقلاب می تپید
«امیرحسین فردی» نویسنده ای که همیشه قلبش برای انقلاب می تپید

«امیرحسین فردی» نویسنده ای که همیشه قلبش برای انقلاب می تپید

خبرگزاری شبستان

کسانی که آنجا نخستین مشق نویسندگی کردندو بعدها در ادامه راهشان به حوزه هنری پیوستند.بعضی ها هم او را به عنوان سردبیر و مدیر مسول کیهان بچه ها و کیهان علمی می شناختند.

عده ای دیگرهم عضویت در شورای داستان بنیاد حفظ آثارونشر ارزشهای دفاع مقدس، مسئولیت جشنواره انتخاب کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور، مسئولیت شورای ادبیات داستانی نیروی مقاومت بسیج و مدیریت کارگاه قصه و رمان حوزۀ هنری و مسولیت او به عنوان رییس آفرینش های ادبی حوزه هنری را جزمسولیتهایش می دانستند او را از این طریق می شناختند.

 اما نویسنده« اسماعیل»، «گرگ سالی»،«سیاه چمن»،«آشیانه در مه»،«کوچک جنگلی»،«افسانه اصلان» و… چیزی دیگری بود. او بود که بچه ها را دور هم جمع می کردو برایشان برنامه فوتبال می گذاشت آنقدر مهربان بود که همه کسانی که به او نزدیک می شدند حتی اگر موافقش نبودند همراهش می شدند وبه او احترام می گذاشتند.

 امیر حسین فردی، فردی نبود که بتوان بی تفاوت از کنارش گذشت و او را نادیده گرفت. شخصیت تاثیر گذارو تبسم های دلنشین  او همیشه کار خودش را می کرد و او برنده میدان مهربانی می شد آنچنان که خودت هم نمی فهمیدی که دل در گرو علاقه او بسته ای .

کسانی که او را می شناختند،می گفتند گلها  را نوازش می کرد و با آنها حرف می زد و حرف درختان را می فهمید والبته این مسئله را می توان درتصویرسازی هایی که از طبیعت در آثارش ارایه می داد به خوبی دریافت.

کارش را جدی می گرفت .سی و یک سال پی درپی مدیر مسولی کیهان بچه را برعهده داشت. مجله ای  که می توان گفت تقریبا همه بچه های ایران آن را به خاطر می آورند. این مجله با وجود همه مشکلاتی که یک نشریه می توانست داشته باشد هرهفته آن هم در یک روزخاص می آمد تا دل بچه های این سرزمین را شاد کند اما مدیر مسول دغدغه ادبیات انقلاب را هم داشت.

 امیرحسین فردی فکر می کرد حالا که سالها از جنگ گذشته است باید ادبیات انقلاب را احیا کرد واو بود سالها بعد از جنگ در حالی نویسندگان بیشتر به فکرثبت خاطرات ولحظه های جنگ تحمیلی بودند با نوشتن«اسماعیل» فضای تازه ای در ادبیات انقلاب اسلامی ایجاد کرد.

 فردی بعدها گرگ سالی را نوشت. رمانی که شخصیت های اصلی اش در فضای انقلاب سیر می کردند. رمانی که سرشار از تصویرهای زیبا و ناب از دامنه های سبلان بود با شخصیت های دوست داشتنی که به نظر می رسید نویسنده زندگی با تک تک آنها را تجربه کرده است.

 اما اجل فرصت نداد تا امیر ادبیات انقلاب تولد«گرگ سالی» را به نظاره بنشیند و نویسنده در اوج ناباوری در حالی قلب مهربانش هنوز برای انقلاب می تپد وهنوز می خواست جلد سومی بر«اسماعیل» بنگارد در پنجمین روز اردیبهشت سال ۹۲ چشمهایش به آرامش ابدی فرو رفت و خواب دوستدارانش را برآشفت که هنوز زمان کوچیدن نبود و هنوز نیازبود تا او جلودارادبیات انقلاب باشد. اما دریغ که اجل بی رحمانه خالق داستانهای انقلاب را زود هنگام به خواب ابدی فرا خواند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>