خانه > استاد به روایت دیگران > تصویری که خاطره شد
تصویری که خاطره شد

تصویری که خاطره شد

مدتی آخر هر هفته، برای سرکشی به محله‌های اطراف تهران می‌رفتیم. در یکی از این سفرها، آقایان امیرخانی، فلاح پور، مؤمنی و دوستان دیگر که الآن به یاد ندارم، حضور داشتند. یک بار در این سفرها که به شوش می‌رفتیم، با یک منظره‌ی سرسبز مواجه شدیم. پیاده شدیم که یک عکس یادگاری بگیریم. همه وارد آن چمنزاری شدیم که زمین کسی نبود و گیاهان خودرو در آن رشد کرده بود. همه که آماده شدیم، ناگهان دیدیم آقای فردی کنار جاده ایستاده‌اند و به داخل چمن‌زار نمی‌آیند. همگی شروع به صدا زدن کردیم که امیرخان بیایید شما هم در عکس ما حضور داشته باشید و می‌دیدم که ایشان انگار دارند در زمین دنبال چیزی می‌گردند. در نهایت، در عکس حاضر نشدند. بعد که از ایشان پرسیدیم، گفتند دنبال راهی بودم که پا روی این علف‌ها نگذارم و به آنجا بیایم، اما راهی پیدا نشد. تا این اندازه ایشان لطافت طبع داشتند و عاطفی بود.

حالا هر بار که به این تصویر نگاه می کنم، تصویر و خاطره امیرحسین فردی برایم زنده می شود.

* این خاطره بخشی از گفت و گوی پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب با جواد محقق است که در آستانه دومین سالگرد درگذشت زنده یاد امیرحسین فردی منتشر شد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>