خانه > آثار > دست نوشته > دفتر کار من
دفتر کار من

دفتر کار من

…. ديگر به اين دفتر عادت کرده‌ام. دفتري که پنجره‌اش رو به جنوب تهران، رو به ساختمان بلند و سيماني و تيره مخابرات پايتخت، رو به ساختمان هاي قديمي و فرسوده، با شيرواني‌هاي کهنه و غم زده، با هواي آلوده و آسماني دود آلود باز مي شود. من به اين منظره هاي اندوه‌بار عادت کرده‌ام. به کبوترهايي که رديف روي خط تيره شيرواني‌ها مي‌نشستند، عادت کرده‌ام. سال هاست که از پشت اين شيشه همديگر را تماشا مي‌کنيم و من بعضي وقت‌ها پنجره را باز مي‌کنم و برايشان ارزن مي‌ريزم. گربه‌ها و کلاغ‌ها را هم مي‌بينم و گاهي هم عقابي آهسته از زير سقف آسمان مي‌لغزد و مي‌رود.
اينجا کيهان است. دفتر کار من، که در آن احساس آرامش مي‌کنم، با گلدان هايم، با پيچک‌ها، با حسن يوسف، با رديف کتاب‌هايم توي قفسه‌ها و با پرتره مرحوم لئون تولستوي که از مسکو برايم فرستاده‌اند و اخيرا با عکس قشنگ آقا که خبرگزاري برنا به من هديه کرده….

daftar-e-keyhan

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>