خانه > آثار > دست نوشته > دلداده او هستم

دلداده او هستم

… باور کردني نيست. رحمتش را شامل حالم کرد. دستم را گرفت، دستم را مي‌گيرد. باهاش حرف زدم. زانو زدم. گريه کردم، گريه کردم. نه يک بار، نه دو بار، بلکه بارها و بارها در برابرش زانو زدم. سر بر آستانش گذاشتم. او هم دلم را ربود، آتشم زد. پاداش داد. عزت داد. سربلندم کرد. از دامي که افتاده بودم بيرونم آورد. راحتم کرد. از او خواسته بودم. درخواست کرده بودم. خودم را به او سپرده بودم. ازش مدد طلبيده بودم. ديدم که مي‌شنود. ديدم که دستم را مي‌گيرد، ديدم با ايما و اشاره، حتي از زبان ستاره‌ها با من حرف مي‌زند. حضورش را در قلبم احساس مي‌کردم و مي‌کنم. با رفتن رمضان هم رهايش نمي‌کنم، دست از دامنش نمي‌کشم. حالا ديگر قلبم را به او داده‌ام. دلداده او شده‌ام…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>